کتاب «کاری را بکن که دوست داری» به قلم میا توکومیتسو، به بررسی انتقادی یکی از باورهای شایع در جامعه امروز میپردازد که افراد را هر چه بیشتر به دنبال کردن علایق شخصیشان در زمینه شغلی تشویق میکند. به زعم نویسنده، این توصیه به ظاهر خوشایند میتواند تأثیرات منفی و خطرناکی بر روی کارگران و افرادی که در جوامع مختلف مشغول به کار هستند، داشته باشد. توکومیتسو به صراحت بیان میکند که این جمله «کاری را بکن که دوست داری» در واقع یک دروغ بزرگ به شمار میرود و پیشفرض آن این است که اگر به شغفی که دوست دارید دست یابید، در زندگی به خوشبختی و موفقیت خواهید رسید. این طرز تفکر در واقع به نفع شرکتها عمل میکند و باعث میشود کارگران شرایط نامناسبی را با دستمزد پایین و وضعیت کاری بد بپذیرند، زیرا این باور بر این اساس بنا شده است که اشتیاق باید به عنوان محرک اصلی کار در نظر گرفته شود.
به ویژه در صنایعی همچون هنر، مؤسسات آموزشی و سازمانهای غیرانتفاعی، این پدیده بیشتر به چشم میخورد. توکومیتسو به تفصیل روشن میسازد که چگونه اخلاق کار پروتستانی، که بر سختکوشی و صرفهجویی تأکید داشت، اکنون به یک دیدگاه مدرن تغییر شکل یافته است که در آن انتظار میرود کار به عنوان منبعی برای شادی و هویت فرد تلقی شود. این تغییر در دیدگاه نسبت به کار و موفقیت پیامدهای عمیقی به همراه دارد. نویسنده به این نکته اشاره میکند که فشار ناشی از کوشش برای یافتن و پیگیری مشتاقانه شغل مناسب میتواند عواقب ناگواری از جمله اضطراب، فرسودگی شغلی و احساس ناکامی را به دنبال داشته باشد، به ویژه زمانی که شغل واقعی فرد با توقعات ایدهآل در تضاد باشد.
این کتاب بر اهمیت درک کار به عنوان یک بخش از زندگی و نه صرفاً به عنوان منبع هویت تأکید دارد. توکومیتسو در متن آثارش، نقدهای تندی را نسبت به نظام سرمایهداری و تأکید آن بر بهرهوری و سودآوری مطرح میکند و نشان میدهد که شعار «کاری را بکن که دوست داری» به عنوان ابزاری از سوی سرمایهداری مورد استفاده قرار میگیرد تا نابرابریها را تداوم بخشد و کنترل بر نیروهای کار را حفظ کند. با تعبیر کار به عنوان منبع رضایتمندی فردی، این سیستم به نوعی واقعیتهای اقتصادی که شرایط کار را شکل میدهند، پنهان میسازد.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.