«صدای رنگها» نوشتهی نویسندهی آمریکایی «بارب روزنستاک» است. او برای کودکان کتابهای غیرداستانی و داستانهای تاریخی مینویسد و عاشق کتاب خواندن برای دانشآموزان و الهام بخشیدن به آنهاست.این کتاب او نیز در واقع داستان زندگی واسیلی کاندینسکی، نقاش روس است. کاندینسکی نقاش و نظریهپرداز هنری بود. او نخستین نقاشیهای مدرن انتزاعی را خلق کرده و یکی از تاثیرگذارترین و معروفترین هنرمندان قرن بیستم است. روزنستاک داستان را از زمانی تعریف میکند که واسیلی کوچک است و کسی در خانواده ذوق نقاشی و سبک نقاشی کردن او را درک نمیکند. خانوادهاش او را مجبور میکنند در رشته حقوق تحصیل کند. واسیلی توانایی خاص دارد، او میتواند صدای رنگها را بشنود.واسیای کوچک، تمام سعی خودش را میکند تا طبق خواست خانوادهی اشرافیاش رفتار کند؛ درس بخواند و تمرین موسیقی بکند. زندگی او کسالتبار است، کتابهای مختلفی با موضوع علوم و تاریخ میخواند و با صدای تیکتیک زمانسنج پیانو تمرین میکند. سر میز مجلل شام ساکت مینشیند و حرفزدن بزرگترها را تماشا میکند. دنیای او دنیایی خشک و رسمی است تا اینکه عمه خانم به او یک جعبهی رنگ میدهد. چون معتقد است پسری مانند او باید از هنر نیز سررشته داشته باشد. واسیا هنگام ترکیب رنگها و نقاشی صداهای گوناگونی میشنود. قلمموی رنگ را تکان میدهد و میچرخاند و به صداها گوش میدهد. وقتی رنگها را با هم مخلوط میکند، صدای آنها اوج میگیرد. او میتواند صدای رنگها را بشنود و نقاشیهایی میکشد که هیچکس نمیفهمد، چون معتقد است موسیقی رنگها را نقاشی میکند. خانوادهاش او را به کلاس هنری میفرستند تا یاد بگیرد نقاشیهایی معمولی از گل و خانه بکشد. اما واسیا اینگونه نقاشیها را دوست ندارد، آنها را کنار میگذارد و فقط دنبال تحصیل میرود. او حقوق میخواند و در همین رشته مشغول به کار میشود. اما بعد از مدتی باز صدای رنگها باعث میشود تا دنبال نقاشی برود. فقط دوستان هنرمندش متوجه کارهای او میشوند. چون او معتقد است باید احساس را نقاشی کرد. او صدای رنگها را میکشید و مبتکر سبک نقاشی انتزاعی است. «صدای رنگها» به زبانی ساده و قابل فهم، سرگذشت پیدایش یکی از سبکهای نقاشی و نقاش مبتکر این سبک را معرفی میکند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.